رودکی

 

بوی جوی موليان آيد همی        ياد يار مهربان آيد همی

ريگ آموی و درشتی های او      زيرپايم پرنيان آيد همی

آب جيحون با همه پهناوری       خنگ ما را تا ميان آيد همی

مير سرو است و بخارا بوستان    سر و سوی بوستان آيد همی

----------------------------------------------------------------------------------خبر زیر را از سایت آتی بان برگزیدیم

از دوستانی که به گونه ای برای نزدیکی و دوستی دو کشور کوشش می کنند ،سپاسگزاریم.

 

در تاجيکيستان
"روز رودکي" تجليل گرديد

نورعلي نورزاد(تاجيكستان)

   

در سراسر تاجيکستان دهه آخر ماه سپتامبر روز رودکي تجليل گرديد.
 در رابطه به این روز همايون در منطقه‌هاي مختلف کشور محمل‌هاي رودکي‌خاني جريان گرفتمد. در آکادمي علوم تاجيکستان کنفرانس علمي با همّت صدارت آکادمي و رایزني فرهنگي جمهوري اسلامي ایران در تاجيکستان داير شد، که در آن عالمان ادب پژوه، شاعران و نويسندگان شرکت ورزيده، شاهد سخنراني‌هاي پربار راجع به احوال و آثار و ويژگي‌هاي اشعار رودکي گرديدند.
در شهر خجند هم چند آزمون‌هاي رودکي‌خاني ميان طالب علمان و دانشجويان برگزار شد، که در آنها جوانان تاجيک مهارت خود را در حفظ و ازبر کردن اشعار استاد رودکي تجربه کردند.
 پيام تبريکي ريس جمهوري تاجيکستان، بخشيده به روزي رودکي از طريق تمامي رسان‌هاي خبري کشور پخش گرديد.

 

 

نوشته زیر از iceboy

توجه سامانیان بزبان پارسی

خاندان سامانی یکی از خاندانهای اصیل ایرانست که نسل آن ببهرام چوبین سردار مشهور ساسانی میرسید. شاهان این خاندان در احترام میهن و بزرگداشت مراسم ملی و احیاء سنن قدیم ایران و علی الخصوص در ترویج زبان پارسی حد اعلی کوشش را بکار میبردند و باین نظر در تشویق شاعران و نویسندگان و مترجمان نکته‏ ای را فرو نمیگذاشتند...

شعر فارسی در قرن چهارم

اما از جهت شعر فارسی، قرن چهارم را باید یکی از بهترین دوره‏های ادبی زبان فارسی دانست. در نیمه دوم قرن سوم هجری یعنی در همان اوان که شعر عروضی پارسی نخستین مراحل حیات خود را میپیمود و چون کودکی نوخاسته افتان و خیزان پیش میرفت یکی از نوابغ بزرگ ادب فارسی یعنی ابو عبدالله جعفربن محمد رودکی سمرقندی(م.329) ولادت یافت، و تمام قسمت اول حیات خود را در این قرن گذراند و تربیت شد تا آنجا که شاعری فحل گردید و چون به آغاز قرن چهارم رسید مرتبتی یافت که بقول ابوالفضل بلعمی او را در عرب و عجم نظیری نبود. بیست و نه سال اول قرن چهارم دوره استحصال رودکی از زحماتی بود که در آغاز حیات خود یعنی اواخر قرن سوم کشیده بود. رودکی شعر فارسی را از حالت ابتدائی و ساده خود بیرون آورد، در انواع مضامین و اقسام مختلف شعر از قبیل قصیده، غزل، مثنوی، رباعی و ترانه وارد شد و از همه آنها پیروز بیرون آمد. بقولی که معقول‏تر و مقبول‏تر است نزدیک صد هزار بیت (صد دفتر) و بقولی دیگر که قبول آن دشوار مینماید یک میلیون و سیصد هزار بیت شعر از خود بیادگار گذاشت. کتاب کلیله و دمنه را بنظم فارسی درآورد، قصیده‏های بزرگ ساخت، غزلهای لطیف که عنصری هم خود را در برابر آنها عاجز می‏یافت سرود. رودکی سخنی شیرین، کلامی لطیف و طبیعی و خالی از هرگونه اشکال دارد و اگر از کهنگی زبان و لهجه او که نسبت بما امری طبیعی و نتیجه گذشت ده قرن و نیم مدت است، بگذریم باید سخن او را بهمان اندازه ساده و سهل بدانیم که سخن فردوسی و سعدی را. بهر حال رودکی پدر شعر فارسی است و در این امر خلافی نتوان کرد و از همین جاست که شاعران بعد از وی او را A«استاد شاعرانA» و A«سلطان شاعرانA» لقب داده اند. از اشعار اوست:

زمانه پندی آزاد وار داد مرا زمانه چون نگری سر بسر همه پند است
بروز نیک کسان گفت تا تو غم نخوری بسا کسا که به روز تو آرزومند است
زمانه گفت مرا خصم خویش دار نگاه کرا زبان نه ببند است پای دربند است

تا جهان بود از سر آدم فراز کس نبود از راه دانش بی‏نیاز
مردمان بخرد اندر هر زمان راز دانش را بهر گونه زبان
گرد کردند و گرامی داشتند تا بسنگ اندر همی بنگاشته
دانش اندر دل چراغ روشن است وز همه بد بر تن تو جوشن است

در همان سال که ستاره نبوغ رودکی از افق آسمان ادب فارسی افول میکرد درخشانترین ستاره شعر و هنر یعنی فردوسی پای در مطلع حیات نهاد (329 هجری) و چنانکه خواهیم دید با آغاز دوره شاعری این آزاد مرد شعر پارسی بکمال رسید:

تهنیت باید که در ملک سخن گر شکوفه فوت شد نوبر بزاد!

گزینش شده از:http://titanicdeck.blogsky.com/?Cat=21

باسپاس از دوستانی که به گونه ای برای نزدیکی و دوستی دو کشور کوشش می کنند


 


نخستین جلسه هییت مدیره

اولین صورتجلسه هییت مدیره انجمن دوستی ایران و تاجیکستان

پیرو برگزاری نخستین جلسه عمومی عادی انجمن دوستی ایران و تاجیکستان در تاریخ ۱۹/۶/۸۶ ،با حضور ناظرینی از وزارت امور خارجه و وزارت کشور و اعضای جدید هییت مدیره انجمن برای مدت دو سال ،افراد منتخب در تاریخ ۲۶/۶/۱۳۸۶ نخستین جلسه خود را برگزار و موارد ذیل را به تصویب رساندند:

۱-علی اشرف مجتهد شبستری        بعنوان رییس انجمن

۲- ناصر عاشوری                             بعنوان نایب رییس انجمن

۳- حسن احمدپور                               بعنوان دبیر و سخنگوی انجمن

۴- قاسم رضائیان                              بعنوان   خزانه دار

۵-رحیم نعمت                                     "مسئول برنامه ریزی و کمیته ها

۶-هادی ادیب                                     "مسئول پشتیبانی و اجرا

۷-محمدطاهر چاووش ثانی                    "مسئول نظارت و کیفیت انجمن انتخاب شدند

خجند

این نوشته و عکسها را از وبلاگ تاجیکستان برفراز جهان برگزیدیم ،از دوستانی که به گونه ای برای نزدیکی و دوستی دو کشور کوشش می کنند سپاسگزاریم.

شايد چيزی که در اولين نگاه به جامعه تاجيکان در تاجيکستان جلب توجه ميکند. عاطفه دوستانه و تحصيلات نسبتا بالای تاجيکان است. تا همين چند سال پيش در تاجيکستان بی سواد وجود نداشت. ولی مشکلات اخير تاجيکستان فرصت تحصيل را از بسياری گرفته است.

بازار بزرگ مرکزی و سنتی خجند:

 لباسهای تميز  و مرتب اهالی و رفتار دوستانه بخصوص در ميان تاجيک تبارهای تاجيکستان مثال زدنيه. ممکنه گرسنه باشند ولی به ظاهر خود ميرسند. لبخند ساده و محبت تاجيک تباران هر گردشگری رو دوباره به تاجيکستان فرا ميخواند. ولی نبايد ناديده گرفت که تاجيکستان از شرايط استاندارد زندگی سالم محروم است. آب سالم آشاميدنی/ برق مناسب/ گاز و شغل و بسياری چيزهای ديگر. ولی همت تاجيکان بلندتر ميشود. سخت کوش تر ميشوند و به آينده کشورشون بيشتر فکر ميکنن. بزودی تاجيکان هم ترقی خواهند کرد. چون ميخواهند ترقی کنند و خواستن توانستن است.

اما در شمال، شهر بزرگ خجند وضعيت متفاوتی داره. شهری با سابقه طولانی تاريخی و  فرهنگ عميق تر. اونجا تجدد در ميان مردم ريشه ای طبيعی تر و طولانی تر داره. خجند مرکز ايالت باستانی سغد است. درختی دارد که بيش از هزار سال عمر کرده . زيبايی های طبيعی خجند بيش از دوشنبه است

خجند علاوه بر قدمت تاريخی از نظر اقتصادی نيز ناحيه ای پيشرفته محسوب ميشود..

*خجند در شمال جمهوری تاجيکستان سمبل سنت کهن تاجيکان است. پس از مرزبندی های دوران شوروی سابق٬ بخش بزرگی از قلمرو جغرافيايی و بافت قومی تاجيکان در قلمرو کشور ازبکستان قرار گرفت

*اين هم تصاويری از سيحون (سيردريا) که از وسط شهر خجند ميگذرد. البته پيشترها از شمال شهر ميگذشت و مرزی هم محسوب ميشد در برابر هجوم اقوام غير آريايی به قلمرو اصلی آريايی ها که از اينجا شروع ميشد به سمت جنوب و تا خليج فارس ادامه پيدا ميکرد.